سلام الان رفتي بيرون خريد كني منم سريع نوشتم دوستت دارم
حقيقتش نميخوام تا روزي كه خودم ميخوام اين وبلاگو ببيني عشق من
يادته ديشب چه قدر از مشهد رفتن و تو بغل همديگه خوابيدن حرف زديم ؟
من گفتم دوست داشتم الان پيشم بودي و روي من دراز مي كشيدي و من با موهات بازي ميكردم و تمام حرفامو در گوشت مي گفتم
تو ميگفتي دوست داشتي كه الان پيشت بودم و سرت رو روي بازوم ميذاشتي و پاتو ميذاشتي رو كيرم و با موهاي سينه ام بازي ميكردي
يادش به خير
بعد از چند روز جنگ و دعوا دوباره با هم خوبيم
انشاءالله همه كارايي كه گفتيم و الان نميشه اينجا نوشت مثل حمام و ... تو مشهد انجام بديم
شب زفاف ما دونفر
شب حجله
شب شمع و شراب
شب عشق
الان اومدي و سانديس گرفتي منم نميذارم كه بخوني چي دارم مي نويسم
جالبه كه گفتي اه ماست يادم رفت بخرم
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر